اولين كساني كه موفق شد با خواندن روي آهنگهاي غربي، مطرح شود، «هيچكس» بود. نام او اين روزها هم با ارائه آلبوم جديدش، بيشتر بر سر زبانها افتاده است. او از پنج شش سال پيش، كارش را آغاز كرد و به بازخواني آهنگهاي انگليسي پرداخت، اما چون اين كارش، هم سخت بود و هم با استقبال چنداني مواجه نشد، به سراغ متون فارسي رفت. او سعي كرد با تكيه بر اوضاع و احوال نوجوانان و جوانان و با تكيه بر خياباني بودنش، شعرهاي متفاوتي بگويد و براي خودش وجهه اجتماعيخواني هم بسازد. اما خب، كلام شعارزده و گاهي دور از واقعيت او، فقط به مذاق يك عدة خاص آن هم از جنس خيلي پولدار يا خيلي پولدارنماي بالاي شهري تهراني خوش ميآمد و آدمهاي جدي را جذب نميكرد. هر چه ميگذشت «هيچكس» سعي ميكرد آهنگهاي بهتر و شعرهاي واقعيتري بسازد و البته مؤدبتر هم ميشد. او در آلبوم آخرش سعي كرد با تلفيق سازهاي ايراني و موسيقي *رپ*، آهنگهاي متفاوتتري بسازد و از كلام نسبتا پختهتري هم استفاده كند. نام واقعي هيچكس، «سروش لشكري» است. او بيست و يك ساله و ساكن ونك است. گروه «زد بازي» هم يكي ديگر از گروههاي مطرح موسيقي *رپ* است. آنها كارهاي ابتداييشان را در تهران ضبط ميكردند، اما بعدا به لندن كوچ كردند. در ويكيپديا و ذيل *رپ* خاورميانه، به محبوبيت آنها بين نوجوانان ايراني اشاره شده. تا به حال هشت ميليون آهنگ آنها دانلود شده و اين براي خودش ركوردي است. اغلب آهنگهاي زدبازي به بحث و جدلها و كري خواندنهاي رايج در موسيقي *رپ* اختصاص دارد. و كمتر از مسايل مهم جوانان در آن حرفي بهميان ميآيد. تكستهاي آنها معمولا ضعيف است و هر وقت قافيه تنگ آيد، زدبازي هم به جفنگ ميآيد. «Emziper» هم يكي ديگر از رپخوانهاي مشهور دنياي *رپ* فارسي است. او چندان پركار نيست و از موضوعات اجتماعي مبتلا به جوانان ايراني از قبيل كنكور، فاصله طبقاتي و خيانت، سخن ميگويد. كار ويژة Emziper، ترجمة جمله به جملة آهنگ lose your self از امينم به فارسي و خواندن روي همان آهنگ است. در واقع هيچكس، زدبازي و امزيپر، باعث شهرت *رپ* در ميان نوجوانان شدند و همين مسأله، باعث افزايش قارچگونه رپخوانهاي ناآگاه به وضعيت و ويژگيهاي موسيقي *رپ* شد. اغلب اين عشق رپها، يك بيت از آهنگهاي امينم،cent 50 و و يا D12 را انتخاب ميكردند و با استفاده از كامپيوترهاي خانگي، صدايشان را ضبط ميكردند و با آهنگ ميكس ميكردند. پس از مدتي اما، استوديويي با نام عجيب «كرگدن»، به پاتوق رپخوانهاي جوان تبديل شد. حالا آنها ميتوانستند با اجاره ساعتي استوديو از امكانات آن استفاده كنند و آهنگهايشان را با كيفيت بهتري ضبط كنند. پول اجاره هم كه معمولا از جيب مبارك پدر خانواده تأمين ميشد. بخشي از اين دوستان به خانوادههايي با درآمدهاي بالا تعلق دارند كه براي رفاه فرزندشان هركاري ميكنند، حالا اگر نميتوان در يك دانشگاه معتبر جايي پيدا كرد، ميتوان پول هنگفتي را خرج خوانندگي فرزند كرد. بعضي ديگر، هم علاقه دارند و هم مايلند كه عقب نيفتند، در نتيجه هرطور شده هزينة كار را تأمين ميكنند. در ميان رپخوانهاي نوجوان، بعضيها اما از شم اقتصادي خوبي هم بهرهمندند. يكي از تاجر مسلكان *رپ*، «شاهينفلاکت» است كه استوديوي شخصي دارد. پدر او بسيار متمول است و او به همين دليل توانسته سرماية تجهيز يك استوديوي شخصي را فراهم كند. اما با اجاره دادن آن به رپخوانهاي جوان، موفق شده سود سرشاري به جيب بزند. صداي خود «شاهينف»، بسيار ضعيف است، اما او با استفاده از افكتهاي بسيار قوي توانسته در ميان رپخوانها براي خود جايي دست و پا كند. رپخوانها ابتدا به دو گروه تقسيم شدند: 021 و 051. اعضاي اصلي 021، هيچكس، پيشرو، اميرتتلو و... بودند كه شعارشان هم اين بود:«تهران براي هميشه». رپخوانهاي 021 سعي ميكنند تكستهاي بيادبانه نخوانند. آنها از فحاشيهاي رايج دوري ميكنند و سعي ميكنند مخالف فرهنگ عمومي جامعه قدم برندارند. اما گروه 051 كه نامهاي عجيبي همچون ابليس، تهي و نرگال را در صدر خود ميبيند، هيچ ابايي از بد و بيراه گفتن ندارند و عشق اول و آخرشان، كل كل كردن با ديگر رپخوانهاست. مقدار زيادي از اين كلكلها، دلمشغوليهاي خوانندهها است و براي بخش وسيعي از مخاطبها مسأله نيست. اين تقسيمبندي بعداً با پيوستن بعضي از اعضاي 051 به021 عملاً از بين رفت. اما در ميان 021ها چهرههاي جديدي رو شدند. اين اتفاقات را بايد بهحساب حسشهرتطلبي جواني هم گذاشت. مخفي بودن، متفاوت بودن و... حالا اگر با فرهنگ ما هم رابطهاي ندارد؛ براي بعضي مهم نيست مهم اين است كه هرطور شده، باشند و مطرح باشند ولو اينكه خيلي ايراني نباشند. رضا پيشرو ، ابتدا نامش را «3PAC» گذاشته بود، به خاطر علاقه بيش از حد به 2PAC، خواننده *رپ* معروف، اين نام را براي خود برگزيده بود. اما پس از گذراندن يك دوره متفاوت، نامش را تغيير داد.
اميرتتلو يا اميرحسين مقصودلو هم بيست و چهار ساله است. او ابتدا به سراغ موسيقي پاپ رفت، اما از آنجا كه شانس موفقيتش را در پاپ بسيار كم ميديد، به سمت R&B گرايش پيدا كرد. بابك تيغه، يكي از كشفيات هيچ كس به حساب ميآيد. او كه در ابتدا آهنگهاي خود را هيچ جا منتشر نميكرد، پس از آشنايي با هيچكس و حمايتهاي او همچنين تكستهاي قوياش، اكنون در ميان رپدوستان از جايگاه قابل قبولي برخوردار است. بابك در يكي از جديدترين كارهاي خود، شعري از مولانا را به سبك *رپ* درآورد كه در نوع خود كاري نو و جذاب به نظر ميرسد. او ساكن خانيآباد است و اين نكته را در همة آهنگهايش يادآوري ميكند. تيغه در حال حاضر، مشغول جمعآوري آلبوم جديدش و تصويربرداري كليپاش است. شايعه شده كه كليپ او قرار است در شبكههاي مشهور خارجي پخش گردد. سينا نرگال Nergal پسر 18سالهاي كه بسياري او را با استعدادترين رپر ميدانند كه از پانزده سالگي *رپ* را آغاز كرد. ياسر كه نام هنري ياس را برگزيده است، پس از فيلم خصوصي بازيگر سريال نرگس به شهرت رسيد. او با قطعه «سيدي روبشكن»، موفق شد احساسات بسياري از شنوندگان را تحريك كند. بعد از انتشار اين آهنگ، نام ياس بر زبانها افتاد. ياس بيست و پنج ساله از شش سال پيش، رپخواني را آغاز كرد. او سه روز پس از زلزلة بم قطعه بم را ضبط كرد كه تكستي كاملا احساسي و تأثيرگذار داشت. او در اين آهنگ به تصويرسازي حادثه بم پرداخت. اين به موقع آهنگ دادنها، نشان ميداد كه او شمي قوي دارد و ميداند كي بايد آهنگ را بسازد و آن را منتشر كند تا نامش را مطرح كند. ياس، رپخواني است كه تلاشي جدي براي دريافت مجوز نشان داده. او با همكاري شركت باربد، تلاش ميكند تا آلبومش را به صورت مجاز منتشر كند ولي تا اين لحظه درخواستش در وزارت ارشاد، بيجواب مانده است. ويژگي مهم تكستهاي ياس، خاصيت انتقادي اوست. او با لحني نيشدار و گاهي آزاردهنده، خصوصيات بد مردم را از قبيل مردهپرستي، اعتياد، بيغيرتي و... هدف قرار ميدهد كه همواره باعث رنجش عدهاي ميشود. ياس معمولاً در بخش انتهايي تكستهايش از اميد ميگويد؛ از اين كه ميتوان دوباره ساخت و دوباره انديشيد. بدون شك، او مجازترين رپر ايراني است. حاشيههاي *رپ* *رپ* در كشور ما مانند بقية پديدههاي اجتماعي نوظهور، حواشياي فراتر از متن دارد. بسياري از تازهواردهاي اين سبك، فقط ظواهر *رپ* مانند لباس و كلكل بازيها و جنگهاي خياباني را آموختهاند و به مسائل مهمتري چون جنبة انتقادي و اصلاحگرايانة آن، توجه نميكنند. اگر در غرب بعضي سعي كردهاند با اين نوع رفتار و موسيقي،مدلي از اعتراض را به نمايش بگذارند، ما با يك رفتار غيرعقلايي و غيرايراني به تقليد از بدترين ظواهر زندگي يك عده غيرهموطن دست زدهايم. رپخوانها معمولاً لباسهاي گشاد ميپوشند. شلوار گشاد با جيبهاي فراوان، يك ركابي بسكتبال كه بر روي تيشرتي ساده پوشيده ميشود و كلاهي كه يا تا آخرين حد پايين آمده و يا كج قرار گرفته است. گردنبندي بزرگ كه حتي ممكن است گردنشان را خم كند. از ديگر زلم زيمبوهاي آويزان به آنهاست رپرها معمولا در راه رفتن هم سر و دستشان را تكان ميدهند و زير لب شعرهايي را زمزمه ميكنند. شما شايد در خيابان افرادي را ديده باشيد كه كلاه خاصي بر سر دارند و با رفتارشان جماعتي را به خود مشغول كردهاند. يكي ميخندد، يكي تعجب ميكند و بعضيها سر تكان ميدهند. اينها همان دوستاني هستند كه راه رفتن خودشان را فراموش كردهاند. اين تيپ از رپخوانها در حال افزايشاند، با فرهنگي آمريكايي كه هيچ سنخيتي با زندگي ما ندارد. آنها براي جلب توجه و نشان دادن رپخوان بودنشان معمولا در حال درگيرياند. براي هر حادثة كوچكي دعوا به راه مياندازند و قمههاي آماده را از غلاف بيرون ميكشند. متأسفانه تعداد زيادي از رپرهاي مشهور پرشين *رپ*، به انواع و اقسام مواد روان گردان و اعتيادآور وابستهاند و با افتخار از اين مواد در تكستها سخن ميگويند. اما در اين ميان هنوز رپرهاي پاكي پيدا ميشوند كه مجدانه براي رسيدن به استانداردهاي دريافت مجوز، تلاش ميكنند. آنها موجب شدهاند كه سيما نيز در برخي برنامههايش، حداقل براي تفنن از آهنگهاي *رپ* استفاده كند. همانطور كه در سريال«متهمگريخت» آهنگي با صداي رضا عطاران را در اين سبك شنيديم. در جشنواره امسال نيز تيتراژ پاياني فيلم «خط ممتد» به كارگرداني ماني تارخ، شعري *رپ* و با مضمون اجتماعي بود. شركتهاي زيرزميني: به تازگي دو شركت كه توسط رپرهاي جوان اداره ميشوند، تصميم به پخش و فروش زيرزميني آلبومهاي *رپ* گرفتهاند. شركت ديوار يكي از آنهاست، اين شركت،«راديوي اينترنتي» با همين نام را هر هفته براي دانلود در سايتش قرار ميدهد. اين شركت، علاوه بر مصاحبه با رپرها در انجمنهايي به آموزش تكستنويسي و بيت سازي نيز مشغول است و كارشناسان آن به تحليل موسيقيهاي منتشره و امتيازدهي به آنان ميپردازند
۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)